امروز ۱۹ ساله شدم! ۲۵/۴/۱۳۸۵
خدایا ی هدیه خوب ازت می خوام"منتظرم...![]()
امروز ۱۹ ساله شدم! ۲۵/۴/۱۳۸۵
خدایا ی هدیه خوب ازت می خوام"منتظرم...![]()
چهار شمع به آرامی می سوختند
محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.
اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد.
فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم
و بعد خاموش شد. » شمع دوم گفت: « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رعبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد. وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه کفت: « من عشق
هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را
نمی فهمند، آها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند
و عشق بورزند. »پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد .
کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند.
گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید،
پس چرا دیگر نمی سوزید؟» چهارمین شمع گفت: « نگران نباش
تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را
روشن کنیم من امید هستم. » چشمان کودک درخشید،
شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.
بنابر این شعله امید هرگز نباید خاموش شود.
ما باید همیشه امید و ایمان و صلح و
عشق را در وجود خود
حفظ کنیم
نامت چه بود؟
- آدم
فرزند؟
- من را نه مادری نه پدر"بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد؟
- بهشت پاک
اینک محل سکونت؟
- زمین خاک
آن چیست بر گرده نهادی؟
- امانت است
قدت؟
- روزی چنان بلند که همسایه خدا"اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
اعضای خانواده؟
- حوای خوب و پاک"قابیل خشمناک"هابیل زیر خاک
روز تولدت؟
- در روز جمعه ای"به گمانم که روز عشق
رنگت؟
- اینک فقط سیاه"ز شرم چنان گناه
چشمت؟
- رنگی به رنگ بارش باران"که ببارد ز آسمان
وزنت؟
نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست"نه آنچنان که نشینم بر این زمین
جنست؟
- نیمی مرا ز خاک"نیم دگر خدا
شغلت؟
- در کار کشت امیدم"به روی خاک
شاکی تو؟
- خدا
نام وکیل؟
- آن هم فقط خدا
جرمت؟
- یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین؟
- همین!!!
حکمت؟
- تبعید در زمین
همدست در گناه؟
- حوای آشنا
ترسیده ای؟
- کمی
ز چه؟
- که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟
- بلی
که؟
-گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟
- دیگر گلایه نه"ولی...
ولی که چه؟
- حکمی چنین آن هم به یک گناه!!؟
دلتنگ گشته ای؟
- زیاد
برای که؟
- تنها فقط خدا
آورده ای سند؟
-بلی
چه؟
- دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟
- بلی
چه کس؟
- تنها کسم خدا
در آخرین دفاع؟
- می خوانمش"چنان که اجابت کند دعا