تبليغاتX
آیا نمیداند که همانا خدا ناظر اوست
پياده آمده ام
بي چارپا و چراغ
بي آب و آينه
بي نان و نوازشي حتي
تنها کوله يي کهنه و کتابي کال
و دلي که سوختن شمع نمي داند
کوله بارم
پر از گريه هاي فروغ است
پر از دشتهاي بي آهو
پر از صداي سرايدار همسايه
که سرفه هاي سرخ سل
از گلوگاه هر ثانيه اش بالا مي روند
پر از نگاه کودکاني
که شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم
آنها را به خانه ي خواب نمي رساند
مي دانم
کوله ام سنگين و دلم غمگين است
اما تو دلواپس نباش ! بهار بانو
نيامدم که بمانم
تنها به اندازه ي نمباره يي کنارم باش
تمام جاده هاي جهان را
به جستجوي نگاه تو آمده ام
پياده
باور نمي کني ؟
پس اين تو و اين پينه هاي پاي پياده ي من
حالا بگو
در اين تراکم تنهايي
مهمان بي چراغ نمي خواهي
+ نوشته شده توسط یک بنده خدا در پنجشنبه 1385/11/12 و ساعت 0:0 AM |
نامت چه بود؟
- آدم
فرزند؟
- من را نه مادری نه پدر"بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد؟
- بهشت پاک
اینک محل سکونت؟
- زمین خاک
آن چیست بر گرده نهادی؟
- امانت است
قدت؟
- روزی چنان بلند که همسایه خدا"اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
اعضای خانواده؟
- حوای خوب و پاک"قابیل خشمناک"هابیل زیر خاک
روز تولدت؟
- در روز جمعه ای"به گمانم که روز عشق
رنگت؟
- اینک فقط سیاه"ز شرم چنان گناه
چشمت؟
- رنگی به رنگ بارش باران"که ببارد ز آسمان
وزنت؟
نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست"نه آنچنان که نشینم بر این زمین
جنست؟
- نیمی مرا ز خاک"نیم دگر خدا
شغلت؟
- در کار کشت امیدم"به روی خاک
شاکی تو؟
- خدا
نام وکیل؟
- آن هم فقط خدا
جرمت؟
- یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین؟
- همین!!!
حکمت؟
- تبعید در زمین
همدست در گناه؟
- حوای آشنا
ترسیده ای؟
- کمی
ز چه؟
- که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟
- بلی
که؟
-گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟
- دیگر گلایه نه"ولی...
ولی که چه؟
- حکمی چنین آن هم به یک گناه!!؟
دلتنگ گشته ای؟
- زیاد
برای که؟
- تنها فقط خدا
آورده ای سند؟
-بلی
چه؟
- دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟
- بلی
چه کس؟
- تنها کسم خدا
در آخرین دفاع؟
- می خوانمش"چنان که اجابت کند دع
+ نوشته شده توسط یک بنده خدا در دوشنبه 1385/11/09 و ساعت 3:4 PM |