چه اگر اینها همان دیروزی ها بودند به گمانم به این سو نمی شتافتند٬ اینها دیروز به سویی دگر بودند و امروز...
اگر من٬ همان من دیروزی بود که دیگر من حال نبود. من حال چیزی جدای از دیروزش شده٬ به هر تقدیر اینها هیچ کدام کار من نبوده!
اگر من امروز گام هایم به سوی مکانی دگر کشیده می شود٬ زبانم سخن دگری می گوید٬ دستانم به آن سوتر اشاره دارد و چشمانم خیره به عالمی دگر و گوش هایم ندای دگری را می شنود٬ کار من نبوده!
امروز که قلبم برای دگری در آن سوتر ها٬ آنجا که شاید دیروز مکانی عادی برایم می نمود٬ می تپد٬ کار من نیست!
آن هنگام که دلم هوای دیار یار می کند٬ چشمانم بارانی می شود و قلبم از شوق یار می تپد...
آن هنگام که گام هایم مرا به سوی علی ابن موسی الرضا (ع) می کشاند و با دیدن گنبدش خدارا برای نعمت همجواری اش شکر می کنم...
آن هنگام که در دعاهایم یادی از مولایمان صاحب الزمان می کنم٬ هر چند از ته دل نباشد و تنها سخنی بر زبان باشد٬ اما از اینکه در دعاهایم یادی از ایشان نکنم شرم دارم...
آن هنگام که دست نیازمندی را به یاری می فشارم٬ هر چند خیلی کم و ناچیز باشد...
آن هنگام که لبخندی بر چهره پدر و مادرم می زنم و خدا را به خاطر وجود گوهربارشان هزار مرتبه شکر می نمایم...
آن نیمه شبی که دست نیاز به سویش دراز می کنم...
آن زمانی که بندگی اش را می کنم...
آن زمانی که...
در هیچ یک از این زمان ها من نیستم٬ اراده ای فرای اراده من مرا به آن سو ترها می کشاند٬ اگر لطف او٬ نگاه مهربان او٬ گام های استوار او٬ دست یاری دهنده اش و ... نباشد٬ من هرگز نمی توانم حتی نیم نگاهی به آن سوتر بیندازم...
.........................................................
پاورقی۱: من معتقد به قانون جبر نیستم٬ اشتباه برداشت نشه٬ منظور من اینه که نباید وقتی یک کار خوبی انجام می دیم مغرور بشیم و اونو به خودمون نسبت بدیم. بلکه اینها لطف خداست که این فکر رو در مغزمون قرار داد تا بتونیم دست به اون کار خوب بزنیم... همه لطف اوست.
پاورقی۲: خواهشاً در این ماه عزیز من رو هم فراموش نکنید٬ ماه رجب ماه خوبیه واسه توبه کردن٬ واسه استغار...
التماس دعا







